وَالتّینِ وَالزَّیتون؛ هلا، ای "طورِسینین"

ای سرزمینِ نازنین، مَهلا "فلسطین"

سرشاخه ی سبزو ثَمَر بارانِ زیتون

خونین شده مانند داغِ "دیرِ یاسین"

صدهاعروس ازحجله ها آواره گشتند

ماهِ صیام ازخونشان گردیده آذین

جانم فدای آسمانِ کودکانش

پَرپَر شوند از پهنه اش ناهید وپروین 

کشتاروحصرِ غزّه درهر گاه و بیگاه

بدتر زِ "صبرا وشتیلا"های پیشین  

دنیا شده بازیچه ی شورای فاسد،

در دست آمریکا بود او را فرامین

با اِدّعای کِذبِ اینها از "هلوکاست"

شیطان شود شرمنده ی افکارِننگین

چون"بانکی مون"درخوابِ خرگوشی لمیده

پوشیده پالانِ کجی وارونه پشمین!

"صهیون"جنایت می کند،"یانکی" حمایت  

مرگا به آن کشتار واین تأییدِ وتبیین

وَهّابیِ و داعش  خیانتکار و جانی

لعنت به کُلِّ ظالمین، هم آن و، هم این

سونامیِ کشتارِ غزّه جانگداز است

بر جانِ "صهیون" صدهزاران لعن ونفرین

ای قبله ی اوّل ؛ مُقاوم باش وبرجا

درجا نَزَن؛ حتّی زِ بُمبارانِ سنگین 

کُشته اگر پُشته کنند از ما هزاران

هرگز نگردانیم از آیین روی واَز دین

فرموده ی روح خدا در گوش جانهاست

بایدشود مَحو اَز زمین این عضوِ چرکین

غلامرضا مهدوی

 

کربلا یعنی نوایِ "لا تَخَف"

بستنِ پیمانِ خونها با هدف

 

کربلا، عزّت، شرف ، مردانگی

انتهایِ غیرت وفرزانگی

 

عَرصه ی قربانیِ سردارها

رقصِ عاشق پایِ چوبِ دارِها

 

کربلا را تربتِ خونبارِعشق

خاکِ پای سرور وسالارِعشق

مهدوی

 

دانی که چرا تنگِ غروب این دلمان غرقه ی حُزن است؟

چون شامِ غریبانِ حسین شد همه جا غرقِ مرارت
 

دانی که چرا بَر مُژه جاری شود اشک از پیِ هردُود

برسوختنِ خیمه وخرگاهِ حسین کرد نظارت
 

دانی زِ چه رو، سُرخ شود، نقش ببندد، رَدِ سیلی

ناکَس به سر وصورتِ اطفالِ حسین زد به حقارت

 

 

بر عرش زعامتت مبارک آقا

 

بر خلق امامتت مبارک آقا

 

این جامه سبز نور که دست خدا

 

پوشیده به قامتت، مبارک آقا